هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

228

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

عصرى ، سركرده‌هاى « 1 » « استرآبادى » و خوانين و ريش‌سفيدان « تركمن‌ها » ، كه به « اشرف » آمده بودند ، به حضور رسيدند . « حسين قلى خان سرتيپ « 2 » » ، حاكم « استرآباد » ، معرفى مىكرد . « 3 » اسامى بعضى از آنها ، از اين قرار است : خوانين و سركردگان استرآبادى : [ 1 ] على خان آقاى قاجار [ 2 ] مير على نقى خان فندرسكى [ 3 ] عبد الصّمد خان مقصودلو [ 4 ] ملك اصغر داروغه‌داز [ 5 ] نجف قلى آقاى كارپرداز [ 6 ] حاجى ميرزا تقى حكيم كاشانى ، كه سال‌ها در « استرآباد » متوقّف و مأمور معالجه است . و ساير خوانين « استرآباد » ، كه زياد بودند . خوانين تركمان : طايفه قوجوق : [ 1 ] آغجه ملّاى قوجوق ، كه از علماى « يموت » است . خوب و با كمال فصاحت نطق مىكرد . [ 2 ] آق ايشان خان ، كه او نيز از علماى « تراكمه » است ، كه « رو » و « موى ابرو » و « ريشش » ، خلقتا « 4 » سفيد بوده است ، نه از كهولت و كبر سن سفيد شده باشد ، و چشم او از ديدن روشنائى متأذّى مىشد . [ 3 ] حوجم وردى خان [ 4 ] آناق خان « 5 » [ 5 ] قارلى خان [ 6 ] افشار خان « 6 » . طايفه آتاباى : [ 1 ] سرباز خان [ 2 ] قراساتلق خان [ 3 ] نظرباى امير خان [ 4 ] آق اتلق خان [ 5 ] عرب خان [ 6 ] قوش لى خان [ 7 ] تراق مراد . طايفه يلقى : [ 1 ] امان خان [ 2 ] قراچى خان . طايفه‌دار : [ 1 ] شاه منگولى خان . طايفه جعفرباى : [ 1 ] قليچ خان « 7 » [ 2 ] بيك جان خان [ 3 ] مخدوم خان [ 4 ] ياخچى خان . پسر « آدينه خان آتاباى مرحوم » ، كه ده دوازده سال دارد ، آمده است . اسمش

--> ( 1 ) . در اصل : سركردهاى ( 2 ) . در اصل : سرتيب ( 3 ) . « از دو سه نفر اهل سارى جمعيت آنجا را سؤال نمودم . مىگويند 3000 خانه‌وار دارد كه 000 ، 15 نفر تقريبا مىشود . شهر « سارى » از مداين قديمه است . مقبرهء « سلم » و « تور » پسران « فريدون » در اين شهر است . . . در سارى ، مسجدى هست كه در زمان خلافت هارون بنا شده . . . باغ شاه عباس در سه راه « اشرف » است . آثار كهنه ديگر ندارد . عمارت بيرون و اندرون ملك‌آرا بسيار خوب است . برج بلندى دارد كه پنجره‌هاى آهن در او نصب است . . . سر در آلاقاپوى [ عالى قاپو ] خيلى خوبى دارد و ديوان‌خانهء « آقا محمد شاه » آنجا واقع شده . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 47 ) ( 4 ) . در اصل : خلقة ( 5 ) . افراد 4 و 5 در حاشيه آمده‌اند . ( 6 ) . بالاى اين نام در پرانتز آمده است : طايفه دوچى و بدرا . ( 7 ) . در اصل : قليج